Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «ایمنا»
2024-05-07@00:54:06 GMT

دیپلماسی پنهان برای مذاکرات

تاریخ انتشار: ۹ بهمن ۱۴۰۱ | کد خبر: ۳۶۹۵۹۸۰۸

دیپلماسی پنهان برای مذاکرات

مهم‌ترین عناوین روزنامه‌های امروز _یکشنبه، نهم بهمن‌ماه ۱۴۰۱_ را در ادامه می‌خوانید.

به گزارش خبرنگار ایمنا، مطبوعات و رسانه‌های آزاد و شفاف در هر جامعه‌ای از ارکان توسعه و دموکراسی به شمار می‌آید، بر این اساس خبرگزاری ایمنا مرور بر بخشی از عناوین مطبوعات کشور را به صورت روزانه در دستور کار خود دارد.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

روزنامه ایران در صفحه نخست امروز خود با تیتر «دیپلماسی پنهان برای مذاکرات» نوشت: مقامات امریکایی طی ماه‌های اخیر تلاش دارند دیپلماسی پنهان و پیام‌رسانی غیرعلنی به ایران را جایگزینی برای دیپلماسی از طریق گفت‌وگوهای غیرمستقیم ایران و امریکا در وین کنند و همزمان این ادعا را مطرح نمایند که چشم امیدی به نتیجه مذاکرات ندارند.

در همین راستا جان کربی، هماهنگ‌کننده ارتباطات راهبردی شورای امنیت ملی کاخ‌سفید روز جمعه مدعی شده دولت جو بایدن انتظار پیشرفت را در مذاکرات برجام در آینده نزدیک ندارد.

این مقام کاخ‌سفید در ادامه گفته است بایدن «درخصوص نیازهای امنیتی ما برای جلوگیری از دستیابی ایران به توانمندی سلاح هسته‌ای کاملاً جدی است.»

وی مدعی شده است: «رئیس‌جمهور همواره گفته است روش دیپلماتیک و مسالمت‌آمیز برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را ترجیح می‌دهد. لازم است اطمینان حاصل کنیم در صورتی که شرایط ایجاب کند، منابع، توانمندی‌ها و آمادگی لازم را برای رسیدن به این هدف از طریق روش‌های دیگر داریم.»
این کلی‌گویی در حالی انجام شده است که کالبدشکافی اهداف غربی‌ها توسط یک نشریه انگلیسی نشان می‌دهد آنها تنها دو ایده تکراری و شکست خورده را برای جایگزین کردن پرونده احیای توافق مدنظر دارند.

«توافق موقت» و «ادامه کارزار شکست خورده فشارحداکثری» دو ایده تکراری است که فایننشال‌تایمز معتقد است مقامات غربی آن را در سر می‌پرورانند و تنها مسیرهای پیش‌روی کشورهای غربی هستند.

این نشریه توافق موقت را در حالی مطرح می‌کند که به معنای محدودیت فعالیت‌های هسته‌ای در برابر کاهش محدود تحریم‌ها است و پیش از این نیز در سال‌های بعد از شروع مذاکرات احیای برجام، این مسأله بارها محل گمانه‌زنی شده است.

این نشریه در ضمن گزارشی با اشاره به شرایط فعلی و توضیح چرایی انجام یک توافق موقت می‌نویسد: «تحلیلگران می‌گویند چنین رویکردی (رویکرد فعلی) دوام ندارد و با خطر اشتباه محاسباتی یک طرف که ممکن است منجر به تشدید شرایط شود، روبه‌رو است.

دیپلمات‌ها و تحلیلگران می‌گویند یک گزینه می‌تواند تلاش برای یک توافق موقت باشد که در برابر تسهیل محدود تحریم‌ها، سقفی برای فعالیت‌های هسته‌ای ایران در نظر می‌گیرد.» به

فایننشال‌تایمز سپس به نقل از یک مقام غربی که نامی از او نبرده است، اشاره کرد: «اکنون به نوعی توافق دیگر که قابل حصول باشد تمایل وجود دارد. اگر هیچ کاری نکنیم، ایران به غنی‌سازی ۹۰ درصدی اورانیوم نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود و خطر سوءتفاهم و بدترشدن اوضاع به صورت واقعی وجود دارد.»
نگرانی غربی‌ها از احتمال افزایش غنی‌سازی ایران و ارتقای آن به غنی‌سازی ۹۰ درصد در حالی است که این کشورها با عدم انجام تعهدات خود در توافق ۲۰۱۵ شرایطی را رقم زده‌اند تا ایران بتواند از حق قانونی خود در استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای تا هر میزان که خود صلاح بداند، استفاده کند.

ابرازعلاقه برخی مقامات غربی برای توافق موقت نیز در همین چهارچوب است تا آنها ضمن آسوده‌خاطر شدن در قبال ادعاهای خود در خصوص توانایی‌های هسته‌ای ایران که از آن با عنوان وضعیت در آستانه هسته‌ای نام می‌برند، تحریم‌های مهم را حفظ نمایند و همواره از آن به‌عنوان ابزاری در سیاست خارجی خود استفاده کنند.
ایده توافق موقت اما دارای اشکالات عدیده بوده و نمی‌تواند منافع ایران را تأمین کند.

غربی‌ها که در تنگ کردن حلقه محاصره اقتصادی ایران ناتوان مانده‌اند و بارها از شکست سیاست فشار اقتصادی به ایران سخن گفته‌اند، سعی دارند ناتوانی نظام تحریم‌ها را به‌عنوان امتیاز به تهران فروخته و برای بازسازی و ترمیم نظام تحریم‌ها زمان بخرند؛ ضمن آنکه در چنین شرایطی پدیده «اجتماعی شدن مذاکرات» که ایران توانسته در یک‌ونیم سال گذشته آن را کمرنگ کند، بار دیگر رقم خواهد خورد و به‌عنوان اهرم فشاری روانی در دست دشمنان قرار خواهد گرفت.

جلوگیری از پیشرفت روزافزون برنامه هسته‌ای ایران، بازسازی چهره شکست خورده سیاست‌های فشار حداکثری دولت بایدن و ترامپ و همچنین دور کردن ایران از راهبرد خنثی‌سازی تحریم‌ها، می‌تواند از معایب دیگر توافق موقت باشد که در سال‌های اخیر هیچ‌گاه مورد استقبال ایران قرار نگرفته است.

روزنامه جوان در صفحه نخست امروز خود با تیتر «شما الان کجای کار هستید؟» نوشت: اصل مطلب این است که ما در پیشرفت‌های صنعتی «الان کجای کار هستیم؟» این پرسش رهبرمعظم‌انقلاب از یک مسئول است.

او برای رهبری توضیح می‌دهد که «ما موفق شدیم با معیارهای مختلف ۱۰ رشته صنعت اولویت‌دار را شناسایی کنیم، از منظر پیوند با زنجیره‌های ارزش بین‌المللی، ارتقای بهره‌وری و دانش‌بنیانی که بتوانیم در یک‌فرصت کوتاه سه، پنج و ۱۰ ساله شکاف موجود را بین کشور و جهان پر کنیم»، اما رهبر انقلاب نگران فاصله‌هاست، پس در میانه صحبت‌های آن مسئول پرسش خود را مطرح می‌کند «کجای کار هستید شما الان؟ اینکه یک فرایند مفصل است».
نقطه ثقل و گرانیگاه دیدار سه‌ساعته رهبری از نمایشگاه توانمندی‌های صنعتی همین پرسش است: «ما الان کجای کار هستیم؟» رهبر انقلاب درباره پیشرفت ایران عجله دارند و نگران بروز این نگرانی نیستند و از بیان این دغدغه خود در هر مراسم و سخنرانی و دیداری رونمایی می‌کنند.
برای یک ملت این یک فرصت اصلی و یک امتیاز است که رهبری نظام دغدغه پیشرفت علمی و صنعتی و کشاورزی داشته باشد و این دغدغه را با خود همه‌جا ببرد و از همه درباره آن پرسش کند و دانش‌بنیان‌ها و دانشجویان مورد توجه ایشان باشند.

سرعت شتابان پیشرفت‌های صنعتی به‌ویژه در حوزه الکترونیک و صنایع شیمیایی و نانو و پزشکی، امکان هرگونه سستی و ناکارآمدی مدیریتی و فساد ساختاری مافیای واردات و وابستگی را از ما سلب می‌کند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح دیروز به مدت سه ساعت از نمایشگاه توانمندی‌های داخلی که در حوزه‌های مختلف برپا شده بود، بازدید کردند.

این نمایشگاه به مناسبت شعار سال که سال «تولید؛ دانش‌بنیان، اشتغال‌آفرین» نامگذاری شده بود، برگزار شد.

در این نمایشگاه توانمندی‌های داخلی در حوزه‌های صنایع معدنی و اکتشافی، الکترونیکی و مخابرات، هوافضا و ماهواره، خودرو، کشاورزی و غذایی، حمل‌ونقل ریلی، جاده‌ای، دریایی و هوایی، بخش مسکن، نفت و پتروشیمی، لوازم خانگی، نساجی، صنایع آبزی‌پروری، آبخیزداری، صنایع برق و نیروگاهی و سدسازی و طرح‌های مدیریت آب، فناوری اطلاعات و ارتباطات به نمایش گذاشته شده بودند.

روزنامه خراسان در صفحه نخست امروز خود با تیتر «تاوان سخت جنایت «جنین»» نوشت: کمتر از ۴۸ ساعت بعد انتقام جنایت اردوگاه جنین گرفته شد، موج خوشحالی از این عملیات همچنان در سراسر فلسطین ادامه دارد گفته می شود تلفات صهیونیست ها به حداقل ۱۰ کشته و بیش از ۱۵ زخمی رسیده که آماری بی سابقه در ۱۰ سال اخیر است

یورش های اخیر نظامیان صهیونیستی به اردوگاه جنین که به شهادت ۹ نفر و زخمی شدن ۲۰ فلسطینی منجر شد، عاقبت خوشی برای صهیونیست ها نداشت و گروه های مقاومت کرانه باختری با سیاست «چشم در برابر چشم» که پیش از این وعده آن را داده بودند بلافاصله پاسخ این جنایت ها را دادند و در عملیات استشهادی در بیت‌المقدس حداقل ۱۰ صهیونیست به هلاکت رسیدند و ۱۵ نفر دیگر زخمی شدند، عملیاتی که مقامات تل‌آویو را شوکه و این اقدام را بی‌سابقه و وحشتناک توصیف کرده‌اند.

از سال ۲۰۰۵ که ارتش صهیونیستی در دوران نخست‌وزیری آرین شارون، ملقب به قصاب صدرا و شتیلا، مجبور شد شکست طرح‌های نظامی در غزه را بپذیرد و با سرافکندگی هرچه تمام تر از باریکه غزه عقب‌نشینی کند یکی از اهداف راهبردی صهیونیست‌ها در قبال کرانه باختری جلوگیری از رشد گفتمان مقاومت و تکرار سناریوی غزه در این منطقه بوده است، اما پس از نزدیک به دو دهه اقدامات رژیم برای سیطره تام و تمام بر وضعیت امنیتی کرانه باختری، روند تحولات این منطقه دقیقاً به همان سویی پیش رفته است که صهیونیست‌ها سال ها کابوس آن را می‌دیدند و ارتش مقاومت علاوه بر گفتمان‌سازی از نظر تشکیلات نظامی نیز حضور خود را در کرانه باختری به دشمن تحمیل کرده است.

در این میان، شهر جنین نقطه عطف تشکیل غزه دوم در اراضی فلسطینی است.

همزمان شهروندان فلسطینی در مناطق مختلف با حضور در خیابان‌ها و پخش شیرینی، به خوشحالی و شادمانی می پردازند. از بلندگوهای مساجد کرانه باختری هم فریاد تکبیر موذن ها پخش شد.

سخنگوی پلیس رژیم صهیونیستی دیروز نیز از تیراندازی یک نوجوان ۱۳ ساله فلسطینی در نزدیک شهرک سلوان در شهر اشغالی قدس و زخمی شدن ۲ صهیونیست در پی این تیراندازی خبر داد.

در دفعات قبل که رزمندگان مقاومت فلسطین این گونه عملیات استشهادی علیه صهیونیست ها انجام می دادند، محمود عباس (رئیس تشکیلات خودگردان) بلافاصله آن را محکوم و ضمن تماس با مقام های اسرائیلی با آنها ابراز همدردی می کرد ولی او (محمود عباس) به دلیل ترس از خشم فلسطینی های کرانه باختری، تا این لحظه از انجام چنین اقدامی خودداری کرده است.

خشم و نگرانی سران و مقامات رژیم صهیونیستی پس از سلسله عملیات های موفقیت آمیز قدس و ناتوانی دستگاه های امنیتی این رژیم در مقابله و جلوگیری از چنین عملیاتی را می توان به خوبی در چهره و سخنان آنها مشاهده کرد.

کد خبر 637241

منبع: ایمنا

کلیدواژه: روزنامه روزنامه ایران پیشخوان روزنامه ها روزنامه جوان روزنامه های امروز روزنامه خراسان روزنامه های صبح ایران روزنامه امروز روزنامه های کثیرالانتشار مطالعه روزنامه تحلیل روزنامه های ایران مذاکرات برجامی مذاکرات هسته ای مذاکرات وین شهر شهروند کلانشهر مدیریت شهری کلانشهرهای جهان حقوق شهروندی نشاط اجتماعی فرهنگ شهروندی توسعه پایدار حکمرانی خوب اداره ارزان شهر شهرداری شهر خلاق کرانه باختری توانمندی ها صهیونیست ها توافق موقت تحریم ها کجای کار هسته ای

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت www.imna.ir دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «ایمنا» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۶۹۵۹۸۰۸ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

حمله گازانبری طالبان به تعهدات آبی با ایران

روز یکشنبه ۹ اردیبهشت‌ماه در گزارشی با عنوان «تفاوتی بین استراتژی امارت با دوران غنی نیست» به موضوع عدم پرداخت و رهاسازی کامل حقابه سیستان توسط طالبان حتی در این روز‌های پربارش پرداختیم. این در حالی است که علی‌رغم تمام هشدار‌ها درباره وضعیت وخیم آبی در جنوب شرق ایران که ناشی از مسدود بودن راه‌های آبی به این قسمت است، همسایه شرقی همچنان در حال انجام پروژه‌های آبی روی رودخانه‌هاست.

به گزارش روزنامه فرهیختگان، به همین منظور عملیات تکمیل پروژه سد «پاشدان»، از سد‌های بزرگ افغانستان در مرز با ایران و در مسیر هریرود، با حضور ملا عبدالغنی برادر، معاون نخست‌وزیرو عبدالطیف منصور، سرپرست وزارت آب و انرژی طالبان در هرات آغاز شده است. کارشناسان حوزه هیدروپلیتیک معتقدند که با ساخت و بهره‌برداری از این سد در بالادست هریرود، تنش آبی در ایران و ترکمنستان تشدید خواهد شد. در همین رابطه با محمدنبی جلالی، پژوهشگر دکتری منابع آب دانشگاه تهران گفتگو کردیم که در ادامه می‌خوانید.

ردپای هندوستان در هریرود

با توجه به اینکه مناقشه رودخانه فرامرزی هریرود با تکمیل سد‌های و کانال‌ها در بالادست افغانستان وارد فاز جدیدی خواهد شد، این مناقشه و به‌خصوص سرمایه‌گذاری هندوستان در حوضه هریرود و پروژه‌های آتی شان مورد توجه خواهد بود.

محمدنبی جلالی، پژوهشگر دکتری منابع آب دانشگاه تهران و عضو هیات اندیشه‌ورز هیدروپلیتیک و دیپلماسی آب بنیاد نخبگان کشور درباره این مناقشه گفت: «به‌طور کلی شاید بشود سرمایه‌گذاری هند در پروژه‌های آبی و غیرآبی افغانستان را در میراث استعمار جست‌وجو کرد؛ وقتی تاریخ هند به‌خصوص یک قرن اخیر را مرور می‌کنید تا سال ۱۹۴۷ مستعمره بریتانیا بود و بعد با هند چندپاره مواجه شدیم که به کشور هند و پاکستان و بعد‌ها پاکستان شرقی (بنگلادش) تقسیم و سبب مناقشات متعددی همانند مناقشه حل‌نشده کشمیر می‌شود.

از همین رو با توجه به موقعیت جغرافیایی افغانستان که در مهار آب فرامرزش دارد باعث شد این کشور به‌جدیت سراغ سرمایه‌گذاری روی مهار این منبع برود و عملا بتواند از طریق افغانستان برای خودش اهرم‌های فشار ایجاد کند. به هر حال افغانستان بخشی از ظهور و تداوم دیپلماسی آبی و عوامل سیاسی-اجتماعی در این منطقه را در سیاست‌های هیدروپلتیکی که با توجه به موقعیت بالادستی که در چهار حوضه‌اش دارد می‌تواند پیش ببرد.

البته موضوع فقط مربوط به ایران نیست؛ رودخانه فرامرزی کابل که در نزدیکی آتوک در پاکستان به رود سند منتهی می‌شود، خودش پتانسیل مناقشه آبی عظیمی را دارد. جالب است که همین مناقشه هم شاید به تعیین مرز استعماری خط ریورند ۱۸۹۳ برگردد که بریتانیا برای در امان ماندن هند شرقی از نفوذ شوروی به قبایل پشتون خودمختاری داد، حتی ردپای بریتانیا در مناقشه هیرمند به‌وضوح قابل مشاهده است.

جایی که مرز سیستان درونی و بیرونی را گلداسمیت بریتانیایی تعیین می‌کند و خاوری‌ترین دلتای رودخانه هیرمند را به‌عنوان مرز بین دو کشور قرار می‌دهد. گذشته از ردپای ناخجسته استعمار؛ هند با تقریبا دو میلیارد دلار پنجمین کشوری است که بیشترین سرمایه‌گذاری را در پروژه‌های آبی و غیرآبی افغانستان انجام داده؛ از بورسیه تحصیلی بگیرید تا استخراج معادن و اما در زمینه پروژه‌های آتی، نمی‌خواهم به این موضوع ورود کنم که امارت اسلامی به‌جدیت دنبال این است که با مهندسی اجتماعی تحت پروژه‌هایی همچون «قوش‌تپه»، مهاجران اخراجی پاکستان را در «آمودریا» که منابع دست‌نخورده عظیم انرژی را دارد بارگذاری کند، فقط می‌خواهم از یک پروژه دیگر تحت عنوان TAPI بگویم که به دلایل ناامنی در افغانستان به تعویق افتاده بود.

درباره اهمیت این پروژه همین کافی است که بوش زمان حمله به افغانستان می‌گوید تکمیل استراتژی جنگ ما تکمیل پروژه تاپی است که قرار است گاز ترکمنستان را از طریق افغانستان به پاکستان و هند انتقال بدهد و هدفش تامین سالانه ۳۳ میلیارد متر مکعب گاز طبیعی به جنوب آسیاست.

همین چندروز قبل آقای «آمانوف»، رئیس اجراییه شرکت خط گاز تاپی، در مجمع سرمایه‌گذاری انرژی ترکمنستان در پاریس اعلام کرد که ترکمنستان به تکمیل بخش خود از پروژه لوله گاز تاپی متعهد است. ضمنا این نگرانی هم وجود دارد که این لوله گاز جایگزین مسیر طرح خط لوله گاز صلح بین ایران و پاکستان و هند هم باشد، یعنی عملا علاوه‌بر اینکه منابع آب را مهار می‌کند به‌جد دنبال این است که وابستگی‌اش را به منبع انرژی ما کم کند. به نظرم پرواضح است که به سرانجام رساندن این پروژه‌ها موقعیت ویژه‌تری در مذاکرات به طرف افغانستانی می‌دهد.

ماجرای ابرپروژه سد سلما در بالادست رودخانه هریرود

این پژوهشگر درباره ابر پروژه سد سلما که کمی بعد از استقلال هند از بریتانیا پروژه سد سلما با حمایت‌های این دو کشور در زمان داوودخان شروع شد گفت: کمی بعد از استقلال هند از بریتانیا، پروژه سد سلما با حمایت‌های این دو کشور در زمان داوودخان شروع شد، ولی به دلیل ناآرامی‌های داخلی فراز و فرود‌هایی داشت تا نهایتا در دوران رئیس‌جمهور غنی در ۱۳۹۵ با ظرفیتی حدود ۶۵۰ میلیون مترمکعب و با حمایت مالی ۳۰۰ میلیونی هند به بهره‌برداری رسید. جالب است که نخست‌وزیر، آقای مودی قبل از افتتاحیه بند سلما به ایران می‌آید و توافقنامه چابهار را امضا می‌کند و هنوز بعد از سال‌ها خلف وعده کار واقعی انجام نشده است. همچنین در مراسم افتتاحیه سد سلما می‌گوید: «این پروژه راه صلح برای همگان را انتخاب کردم.»

شاید کسی با این نکته موافق نباشد و نگاهم به مناقشات بین کشور‌ها کمی رئالیستی است، اما به این روند باید دقت کرد. استعمار کهن روزگاری هند را با ابزار زور و حمله نظامی تسخیر کرد و امروز فقط شیوه استعمار متفاوت شده و با مصادره واژه صلح و استخدام مجریان، همان شیوه قبلی را در کشور‌های دیگر دنبال می‌کند. واقعیت این است که سایه استعمار همچنان هم بر سر مسائل و رفتار‌های دولت‌ها حاکم است و اصطلاحا «استعمار پوست انداخته» و حال «استعمار نوین» به شیوه‌ای دیگر به دنبال تسلط و نادیده‌گرفتن حق ملت‌هاست.

در عصر حاضر اگر کمی حواس‌مان جمع باشد متوجه می‌شویم که استعمار فرانو چطور بر باور و منش ملت‌ها و هویت‌شان به‌طور نامحسوس و بدون اینکه خود استعمارگران یا حتی مجریان بومی حضور مرئی داشته باشند چنگ می‌زند تا مناقشات آبی و غیرآبی را تشدید کند. شاید اهمیت دیپلماسی عمومی در مناقشه آبی مثل مناقشه هیرمند و هریرود در گذر زمان با تکمیل کانال و بند‌های انحرافی و وابسته کردن جامعه محلی بالادست به این منبع حیاتی روشن‌تر شود؛ در زمانی که عملا ماهیت مناقشه از دولت-دولت به دولت-مردم شیفت پیدا کرد.

واقعا نمی‌خواهم شرایط را اورژانسی نشان بدهم. چون اولین کاری که در این شرایط می‌کنیم تراشیدن پروژه اورژانسی با پول بیت‌المال است. در واقع می‌خواهم توجه کنیم که در آستانه حذف‌شدگی قرار داریم و مورد هجمه استعمار آبی هستیم و امروز هیچ چیزی مثل عنصر زمان مهم نیست.

حقابه تاریخی هیرمند تقلیل پیدا کرده است

مناقشه آبی میان دو کشور، قدمتی به تاریخ افغانستان دارد و در سال‌های اخیر به بحرانی جدی تبدیل شده. جلالی درباره رهیافت برون رفت از این شرایط تضاد منافع گفت: «نگرانی عمیق این است که کشور‌های دیگر در نتیجه پرداختن صحیح به شکست‌های دیپلماسی آبی شان در گذشته و بازتعریف نحوه همکاری در‌مورد مسائل آب‌های فرامرزی، راهی برای آینده دیپلماسی آبی شان ترسیم کرده اند و سوال این است که آیا ما به این درک رسیده‌ایم که اگر بگوییم «در دیپلماسی آب چندان موفق نبوده ایم» متهم به تحریف واقعیت نشویم؟ البته موافقم که فضا آنچنان هم تاریک نبوده و نیست؛ اما اگر بپذیریم حقابه تاریخی معاهده هیرمند در صد و اندی سال و در طول تاریخ روابط بین دو کشور ایران و افغانستان تقلیل پیدا کرد تا نهایتا به ۱۶ درصد رسید یا طی دوران تکمیل سد انحرافی کمال خان، که هرچند تلاش‌هایی شد و حتی اخیرا دکتر ظریف هم در مصاحبه شان اذعان داشتند که با علم به اینکه سد انحرافی کمال خان برای منحرف کردن سیلاب است و حقیقتا هم همین است، وارد گفتگو شدند، اما بلاخره باید بپذیریم که علی رغم تلاش‌های دستگاه دیپلماسی، نتوانستیم احداث این بند را به تعویق بیندازیم و سد انحرافی کمال‌خان تکمیل شد.

سوال اساسی این است که مصر چگونه در مناقشه رود نیل با اتیوپی و سودان توانست سال‌ها احداث سد رنسانس (النهضه) را به تعویق بیندازد؟ از چه ابزار‌هایی استفاده کرد؟ از سد کمال خان که گذشت، اما قرار است برای سد بخش آباد روی سرشاخه فراه رود در آینده چه اتفاقی بیفتد؟ چه ابزار‌هایی برای به تعویق افتادن احداث سد بخش آباد -که میخی است بر تابوت کما‌رفته سیستان- داریم؟ نکته اساسی این است که حتی افغانستان با اندوخته تجاربش فارغ از اینکه چه دولتی و حکومتی مستقر باشد مشخص کرده راهبرد هیدروپلیتیکی اش در مواجهه با مناقشات با همسایگانش چیست. اما ما با توجه به وضعیت هیدروپلیتیکی خاصی که داریم و در جایی بالادستی، در جایی میان‌دست و در جایی پایین‌دست هستیم و تک تک این رودخانه‌های فرامرزی چالش‌ها و بازیگران متعدد خودش را دارد، چه راهبرد هیدروپلیتیکی و ابزار قدرتی داریم؟ مثلا روی هم همین رودخانه هریرود در قسمت پایین دست با ترکمنستان چالش جدی بازسازی کانال «قره‌قوم» را داریم یا راندمان پایین آبیاری در بخش کشاورزی را داریم.

در قسمت بالادست با طرف افغانستانی با توسعه یک‌جانبه سد و کانال هایش بدون توجه به آب مورد نیاز پایین دست مواجهیم و حتی هیچ توافقنامه‌ای روی این رودخانه فرامرزی با افغانستان نداریم. ما هنوز مشخص نکرده ایم چه دکترین هیدروپلیتیکی خاصی برای این حوضه‌های فرامرزی داریم. همچنین اخیرا در لحظات آخر بعد از سال‌ها گزارش کمیسیون تلفیق برنامه هفتم توسعه با تصویب بند الحاقی ۱ ماده ۳۹ موافقت کرد که «نقشه راه دیپلماسی آب در چهارچوب دیپلماسی کلان کشور» تهیه شود؛ ضمن اینکه آیا این هم سندی است که قرار است به بایگانی برود یا سندی است که درنهایت قرار است یک دکترین برا حوضه‌هایی با چالش‌ها و بازیگران متعدد تجویز کنیم؟ در دکترین ما نسبت دیپلماسی انرژی ما با مناسبات و تعاملات هیدروپلیتیکی آب‌های فرامرزی قراره دیده می‌شود؟ فرهنگ چطور؟ ترانزیت چطور؟ چابهاری که کانون رقابت هند و چین است؟ آیا با هند ادامه بدهیم که ۸ سال بدعهدی مکرر کرده آن هم با ۸۵ میلیون دلار؛ در چنین پروژه راهبردی، نمی‌بایست چند میلیارد دلار قرارداد باشد؟ این‌ها فقط سوال است.

توقع دارید حس گل پیروزی ایران مقابل استرالیا را داشته باشیم؟

این پژوهشگر درباره میزان حقابه‌ای که این روز‌ها رهاسازی شده گفت: «اجازه بدهید این نکته را هم یادآوری کنم؛ ما هم حقیقتا خوشحالیم از اینکه اندک آبی از حقابه ایران را دریافت کردیم ولیکن اینکه در تریبون رسمی یک نهاد رسمی اعلام می‌کنیم تا این لحظه اینقدر از حقابه هیرمند رهاسازی شد، این ابزار قدرت است؟ این دیپلماسی عمومی است؟ واقعا هم شاید توقع داشتند ما حس گل پیروزی ایران مقابل استرالیا در جام جهانی ۱۹۹۸ را تجربه کنیم!

وقتی ابزار‌های قدرت مصر در تعویق احداث سد رنسانس را بررسی می‌کنید که چه کرد، یکی از ابزار‌های بسیار مهمش همین به‌کارگیری صحیح از دیپلماسی عمومی بوده است. ولی ما از این ظرفیت کم‌نظیر دیپلماسی عمومی به‌درستی استفاده نمی‌کنیم.

شاید زمانی سازش مبتنی‌بر مذاکره «برد-برد» حداقل در سطح فکری ایده جذابی بوده تا به یک نتیجه دوجانبه سودمند برسیم؛ اما واقعیت جهان امروز حقیقتا متفاوت شده است. کشور‌ها اصولا حاضر نیستند در مذاکرات‌شان سهم برابر یا کمتری از طرف مقابل برای ملت‌هایشان بگیرند. ما باید تجدید نظری در رویکردهایمان در مذاکرات داشته باشیم و باید به این بیندیشم که چطور در مذاکرات می‌توانیم یک پای بالاتر بگذاریم و موقعیتی عالی برای خودمان و خوب برای دیگری ایجاد کنیم.

من‌حیث‌المجموع فکر می‌کنم فیصله دادن به اثرات هیدروهژمونی در حوضه آبریز بین‌المللی هریرود که بین چند کشور مشترک است و علی‌الخصوص‌انگیزه کشور بالادستی مثل حکومت امارات اسلامی که حاکمیت مطلق سرزمینی و توسعه یکطرفه رودخانه‌ها را بدون توجه به پیامد‌های آن در کشور‌های پایین دست در پیش گرفته، حقیقتا مسیری صعب‌العبور است؛ به‌ویژه اینکه روشن است سیاست‌های دولت نوپای طالبان در راستای توسعه زیرساخت‌های آبی و ساخت سد و تکمیل کانال‌ها به درهم‌تنیدگی این مناقشه خواهد افزود.

از طرفی دیگر این را هم در نظر داشته باشید که تقریبا جهان در حال تجربه سومین انتقال قدرت است. هرچند ایران همیشه در چنین بزنگاه‌هایی در طول تاریخ تحت فشار بوده است؛ اما بخشی کوچکی از رهیافت را شاید در پاسخ به این سوال بشود جست‌وجو کرد که راهبرد کلان ما در این شرایط گذار نظام بین‌الملل که مشخصه اصلی آن بازتوزیع قدرت، ثروت و بازنویسی قواعد بین‌المللی است، آیا این است که باید در تنهایی استراتژیک به سر ببریم یا با توجه به اینکه انزواگرایی، انفعال و عدم تعامل نه با ژئوپلتیک ایران سازگار است، نه با فرهنگ سنتی ایران، از طریق چندجانبه‌گرایی و ائتلاف‌سازی مبتنی‌بر همکاری راهبردی به استقبال این جهان پسا‌قطبی برویم؟ و حالا در سطوح پایین‌تر، چطور این کلان راهبردمان، قرار است توسعه پایدار و امنیت آبی را برای ما به ارمغان بیاورد تا دچار خفگی هژمونی نشویم؟! و چطور می‌شود به یک بازتوزیع مجدد قدرت بین بازیگران درگیر این مناقشه آبی دست بزنیم تا در این حوضه آبریز فرامرزی فضا‌ها را دوباره پیکربندی و تفسیر کنیم. حقیقتا نمی‌دانم که آیا روزگاری می‌رسد که بتوانیم موقعیتی را با ابزار‌های قدرت‌مان ایجاد کنیم که در مذاکرات آبی مان یک پای بالاتر بگذاریم و موقعیتی عالی برای خود و خوب برای دیگری ایجاد کنیم یا خیر. امیدوارم.

دیگر خبرها

  • صدایی که از ایران شنیده می‌شود/آیا معمای طالبان حل خواهد شد؟ / فاصله خاورمیانه تا توافق
  • رونمایی «دیپلماسی اقتصادی و برندسازی ملی» در نمایشگاه کتاب
  • آغاز تخلیه ساکنان شرق رفح/ «نتانیاهو» به دیپلماسی جواب نداد؟
  • رای الیوم: نتانیاهو همه را فریب داده است
  • حمله گازانبری طالبان به تعهدات آبی با ایران
  • واکنش نتانیاهو: به شروط حماس برای آتش‌بس
  • روز نخست مذاکرات آتش بس اسرائیل و حماس پایان یافت+ جزییات
  • جزئیات توافق پیشنهاد شده به حماس؛ سه مرحله در ۱۲۴ روز
  • الجزیره از پیشرفت در مذاکرات آتش‌بس غزه خبر داد
  • مثلث آمریکایی چه هدفی را در تقابل با فعالیتهای هسته‌ای ایران دنبال می‌کنند؟ / نقشه راه گروسی در تهران پس از عملیات وعده صادق